خاطرات پرفسور حسابی

پروفسور حسابی:

 

22 سال درس دادم؛

 

1- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم. (چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

 

 

2- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم! (چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

 

3-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم! (چون میدانستم اگر 10 دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)

 

4- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم. (چون اینقدر جذاب درس میدادم 

که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)

 

5- هیچگاه 90 دقیقه درس ندادم! (چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد) 

 

6- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!

(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)

 

 7- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.

(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)

 

8- هیچگاه تنبیه تکی نکردم

و گروهی تنبیه کردم! (چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سر گرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند) 

 

 9- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.

(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمیپرسیدم! )

 

یاد و نامش گرامی باد

کتاب درسهای فنلاندی

توانایی های نهفته در آموزش و پرورش فنلاند و کامیابی های دهه های آغازین سده 21، پژوهشگران و کاربدستان آموزشی کشورها را بر آن داشته است تا به راز و رمزهای این کامیابی ها پی برده و با بررسی ساختار آموزشی این کشور از تجربه های آن بهره ببرند. در کشور ما نیز علاقه مندان برای پاسخ به پرسش های خویش از آموزش و پرورش فنلاند، به کارهای ارزنده ای دست یازیده اند. در این میان می توان به کتاب "درس های فنلاندی" ( آنچه دنیا می تواند از تغییرات آموزشی فنلاند بیاموزد) نوشته ی " پاسی سالبرگ" و ترجمه " علیرضا مقدم و طیبه سهرابی" انتشارات مرآت اشاره نمود. این کتاب در 5 فصل به ریشه های کارایی آموزش در فنلاند می پردازد و خوانندگان را با فرایند بهسازی آموزش در یک دوره چند ده ساله آشنا می کند. کتاب نشان می دهد که ارزنده ترین و اثربخش ترین کنش در بهسازی آموزش در فنلاند تمرکز بر معلم و تلاش در پرورش این محوری ترین پایه آموزش در کانون های تربیت معلم بوده است. اما بی گمان نمی توان کامیابی های آموزش و پرورش این کشور را تک عاملی دانست و بر بهسازی در کل ساختار چشم پوشید.

ادامه نوشته

سیستم آموزشی در مدارس ژاپن

ژاپن فقط به نه سال تحصیلات اجباری نیاز دارد. سیستم آموزشی ژاپن از شش سال دوران ابتدایی، سه سال راهنمایی و سه سال دبیرستان تشکیل می‌شود.

دوران ابتدایی در ژاپن بسیار سازمان‌یافته اما در عین حال مفرح است و بر مسئولیت اجتماعی و فعالیت‌های گروهی تکیه دارد. دانش‌آموزان ابتدایی ژاپنی که می‌گویند از مدرسه لذت می‌برند از دانش‌آموزان ابتدایی امریکایی که از مدرسه رفتن لذت میبرند بسیار بیشترند. تحصیلات برای آنها تا دوران راهنمایی و دبیرستان که در طول آن مجبورند برای کنکور حفظ‌کردنی‌ها و مسائل ریاضی و علوم سخت و زیادی را متحمل شوند، مشکل نیست.

ادامه نوشته

روش های مطالعه در آموزش عالی تطبیقی

به جز آن هایی که این موضوع ها را دقیقا مطالعه می کنند و با اصطلاحات مربوط به آن ها آشنا هستند دیگران به راحتی مفهوم مقایسه از کلمه تطبیق دریافت نمی کنند. (الماسی 1375 ص 7)

آموزش تطبیقی در زبان انگلیسی با اصطلاح (comparative education) و آموزش عالی تطبیقی با اصطلاح(comparative higher education) معرفی شده اند که این اصطلاح برگرفته از فعل (compare) به معنای «مقایسه و سنجیدن دو یا چند چیز باهم» (همان ص 11) و عبارت (education) به معنای آموزش و پرورش و بالاخره (higher education) به معنای آموزش عالی  است. در این بررسی کوتاه هدف نگارنده این است که روش ها و الگوهای مقایسه کردن انواع نظام های آموزش عالی را مورد توجه قرار داده و درباره این روش ها بحث نماید. اما ناگفته پیداست که اولا به دلیل جوانی دانش مدیریت آموزش عالی و دوم به دلیل شباهت و نزدیکی ماهوی میان آموزش و پرورش و آموزش عالی برای بحث درباره آموزش عالی تطبیقی بایستی به روش ها و تاریخچه آموزش و پرورش تطبیقی تمسک نماییم.

قبل از وارد شدن به مبحث روش های مطالعه در آموزش و پرورش تطبیقی و تاریخچه آن لازم است در باره یک الگوی مطالعه خوب در این زمینه بحث کوتاهی داشته باشیم.

وابستگی آموزش و پرورش و آموزش عالی به شرایط اجتماعی کشورها

پرورش از سطح خانوادگی یعنی دوران قبل از مدرسه تا سطح عالی آن همواره یک فرایند اجتماعی است که از منظر سیستمیک از درونداد، فرایند، برونداد و بازخوردهای آن همگی در اجتماع معنی پیدا می کنند. این امر حتی در فردی ترین کارکردهای آن ها مانند پرورش معنویت و خلاقیت آموزش سواد خواندن و نوشتن تا اجتماعی ترین آن ها مانند خدمت به مردم و تولید دانش با دیدگاه جهانی همگی در جامعه معنا پیدا می کنند. به همین سبب تمامی فرایندهای آموزشی و پرورشی با شرایط اجتماعی هر جامعه ای به شدت در هم تنیده اند. نظام های آموزشی کشورها نیز با تمامی اوضاع و احوال جامعه های خود در ارتباطی دو سویه و به طور کلی در یک مجموعه پیچیده از ارتباطات قرار دارد که مطالعه نظام های آموزشی آن جامعه را بدون مطالعه تک تک این زیرسیستم ها بی معنا و به ساده ترین بیان «بی سرو ته» می کند. برای مثال بدون درنظر گرفتن شرایط اقلیمی، منابع زیرزمینی، میراث فرهنگی و اجتماعی اعم از مادی و غیر مادی، نیروی انسانی، نوع حکومت، سابقه استعماری و مستعمراتی، جایگاه علمی و صنعتی در میان کشورهای جهان، پایگاه سیاسی در میان سایر ممالک، درآمد سرانه و ناخالص و خالص ملی، سطح عمومی سواد و بهداشت، نرخ رشد جمعیت، و بسیاری عوامل دیگر چطور می توانیم تنها نظام های آموزشی آن ممالک را مورد مطالعه قرار دهیم. این ها و موارد بسیار زیاد دیگری از این دست هریک نقش های کوچک و بزرگی در شکل گیری یک نظام آموزشی در جامعه دارد. برای توضیح بیشتر این موضوع بد نیست به یک طبقه بندی سیاسی و اقتصادی اشاره شود و به اختصار درباره تاثیرات این شرایط بر نظام های پرورشی و آموزشی کشورها توضیحاتی ارائه گردد.

تقسیم بندی کشورها از جنبه سیاسی و اقتصادی

روند تقسیم بندی کشورها از نظر اقتصادی خود تاریخچه ای دارد که طی آن در هر دوران به نحوی کشورها را تقسیم بندی می کردند. زمانی ملاک پیشرفته بودن کشورها و مقایسه آن ها با هم مقدار مصرف زغال سنگ در هر کشور و زمانی دیگر رشد جمعیت بود. سال هاست که اصطلاح کشورهای جهان سوم که خود یکی از ابزارهای مهم استعمارگران در تحمیق و استثمار دیگر ممالک است بر دسته عظیمی از کشورها سایه افکنده است. اما امروز با عنایت به شرایط جدید اقتصاد جهانی می توان کشورهای دنیا را در چهار دسته طبقه بندی کرد.

ادامه نوشته

آموزش و پرورش در جهان امروز ( فصل دو )

افزایش جمعیت در هر کشور با روند کمی آموزش و پرورش در آن متناسب است، زیرا سالانه متناسب با افزایش نسبی کودکان برتعداد مدارس افزوده می شود.در کشور هایی که از سلطه استعمار گر نجات پیدا کرد

افزایش جمعیت در هر کشور با روند کمی آموزش و پرورش در آن متناسب است، زیرا سالانه متناسب با افزایش نسبی کودکان برتعداد مدارس افزوده می شود.در کشور هایی که از سلطه استعمار گر نجات پیدا کرده اند، استقلال ملی مردم به سوی پیشرفت اجتماعی هدایت می شود که نتیجه آن پیدایش وجدان ملی است. بدست آوردن استقلال بعد از تلاش زیاد و انقلابات اجتماعی باعث بیداری نسل جوان  می شود. سواد آموزی اولین شرط برای پذیرش مفهوم دموکراسی و قبول اندیشه های تازه در این زمینه است.

 

دنیای امروز بر دو اصل فراگیری مهارت های نیروی کار و سرعت در جذب تکنیک ها ی جدید در زمینه های صنعت و کشاورزی پایه گذاری شده است. اگر رشد اقتصادی نتیجه این دو عامل  یعنی تربیت هر چه بیشتر نیروی ماهر و به کار گیری هر چه بهتر تکنیک های تازه است، پس آموزش و پرورش می­­تواند نقش بزرگی در زندگی اجتماعی ایفا کند. روش­های سنتی بهره­برداری از زمین مطرود شده است. انتقال جامعه از قالب های سنتی به قالب های نو در گرو دانش و تکنیک جدید است که در سایه نظام آموزش و پرورش مترقی خود از فرهنگ های بارور و رها شده از قید سنت ها­ی دست و پاگیر بهره مند باشد. سواد آموزی مهم ترین عامل پیشرفت های اجتماعی به شمارمی رود.

 

17

ادامه نوشته

نظام آموزش ­و پرورش ژاپن

 نظام آموزش­ و ­پرورش ژاپن تاریخی طولانی دارد. این نظام در دوران امپراطوری ژاپن (1868ـ 1603) آغاز شد و مدارس با پیروی از الگوی مدارس کنفوسیوسی در توکیو تأسیس شدند. این مدارس دانش چینی را در زمینه‌های ادبی،‌ اخلاق، بوشیز یا روش سامورایی را می‌آموختند. با آغاز دوره­ ی میجی یا حکومت روشن­فکری (1912ـ 1868) اندیشه­ ی کنارگذاشتن آموزش کنفوسیوسی مطرح شد. نظام آموزش متمرکز که از الگوهای غربی اقتباس شده بود در مدارس حاکمیت یافت.در سال 1871 وزارت آموزش­ و پرورش به­ منظور بررسی وضعیت مدارس و تهیه ­ی استانداردهای آموزشی تشکیل و نخستین اصلاحات عمده در تاریخ آموزش ­و پرورش ژاپن آغاز شد. سال بعد بنابر کاکوسی (قانون مقررات آموزشی) آموزش ملی اجباری اعلام شد. نظام آموزشی ژاپن از مدیریت فرانسوی و برنامه‌ریزی درسی امریکایی و تشکیل مناطق آموزش ملی نسخه‌برداری کرد. به موجب ماده 26 قانون اساسی ژاپن تمام مردم حق دارند از آموزشی یک­سان و مطابق با توانایی‌هاشان برخوردار شوند. تمام مردم موظف ­اند همه­ ی دختران و پسران تحت تکفل خود را طبق قانون از آموزش عادی بهره‌مند سازند.

ادامه نوشته

تفاوت مدارس ایران و ژاپن

تفاوت مدارس ایران و ژاپن

 

  تفاوت مدارس ایران و ژاپن (قسمت اول)    در زیر بعضی ویژگی‌های مدارس دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی ژاپن را می‌خوانیم:– به دانش‌آموز نمره داده نمی‌شود و هیچ دانش‌آموزی مردود نخواهد شد. نمره ، ابزاری برای کنترل نیست و مربی واقعا پرورش دهنده است.– کار گروهی مبنای آموزش است. کلوپ‌ها و گروه‌های مختلف در مدارس فعال هستند و دانش‌آموز در گروه‌های مختلف عضو می‌شود و انجام کار جمعی را می‌آموزد.– آموزشِ مسئولیت‌پذیری با دادن مسئولیت‌های کوچک به کودکان مثل پرورش یک گل و وادار کردن او جهت پاسخ‌گویی نسبت به این مسئولیت.– هزینه‌ی آموزش در تمام مدارس روستاها و شهرها یکسان است.– در ژاپن ، سرایدار وجود ندارد و وظیفه‌ی تمیز نگه داشتن مدارس حتی سرویس‌های بهداشتی به صورت گروهی به دانش‌آموزان سپرده می‌شود.– در مدارس ژاپن ، گروه‌های ویژه‌ای مثل شاگرد اول‌ها ، با استعدادها ، پیشتازان و فرزانگان وجود ندارد. همه می‌توانند در اردوها و برنامه‌های مختلف شرکت کنند.– همه‌ی دانش‌آموزان با هر شکل و قیافه و وضعیت مالی و استعداد در هر جای کشور (پایتخت و شهر و روستا) به طور یکسان آموزش می‌بینند و مدارس تیزهوشان یا مدارس ویژه وجود ندارد.– در ژاپن استعدادها شناسایی می‌شود و بعد از دوره‌ی راهنمایی تفکیک‌ها صورت می‌گیرد. به کسی به خاطر یک استعداد خاص نسبت به دیگران بهای خاصی داده نمی‌شود ، چون هر کدام از دانش‌آموزان در زمینه‌ی خاصی استعداد دارند.– در مدارس ژاپن ، شادی و سر و صدا و جنجال موج می‌زند و کسی با چوب و کتک و فحش و تشر مانع از خوشحالی و جیغ و داد و تحرک بچه‌ها نمی‌شود.– برنامه‌های ویژه‌ای برای شاد نگهداشتن دانش‌آموزان در مدارس ژاپن در نظر گرفته می‌شود.– ژاپنی‌ها اصلا از خرج کردن برای تجهیز مدارس ابایی ندارند و بودجه‌های هنگفتی صرف تجهیز مدارس به کتابخانه ، آزمایشگاه ، زمین بازی ، وسایل ورزشی ، استخر شنا ، سالن نمایش ، وسائل سمعی و بصری و حتی گلخانه می‌کنند.حال شما نظام تربیتی ایران را در نظر بگیرید که:– نمره ملاک اصلی است.– هیچ دو مدرسه‌ای مثل هم نیستند.– تفاوت مدارس شهر و روستا ، از زمین تا آسمان است.– کافی است دانش‌آموزی نمرات خوبی داشته باشد تا به عنوان گل سر سبد مدرسه انتخاب شود.– یک دانش‌آموز به دلیل کسب نمرات خوب ، حق شرکت در تمام اردوها را دارد و فلان دانش‌آموز دیگر در طول تمام دوران تحصیل حتی یک اردو هم نتوانسته برود.– تشکیل گروه‌هایی مثل فرزانگان و پیشتازان و استفاده‌ی خاص افراد این گروه‌ها از امکانات آموزش و پرورش , که متاسفانه افراد این گروه‌ها معمولا همان شاگرد اول‌های مدارس هستند.– تعدادی از دانش‌آموزان به دلیل وضعیت مالی خوب و رفتن به مدارس خاص ، آینده‌ی تضمین شده‌ای دارند و بسیاری از دانش‌آموزان پر استعداد به دلیل وضعیت مالی نا مطلوب امکان رشد ندارند.– آموزش کار گروهی هم که دیگه نیاز به گفتن ندارد.– وضعیت تجهیز مدارس هم . . . (بسیاری از امثال ما تا دوره‌ی دانشگاه فقط یکی دو بار به آزمایشگاه رفته‌ایم که امکان دست زدن به وسائل را هم نداشتیم)

برگی از خاطرات مدرسه

تابستان سال86 بود . آقای فیروزه کارشناس مسول وقت آموزش ابتدایی اون سال از من خواست تا مدیریت مدرسه حضرت ابوالفضل ع را در سال تحصیلی جدید به عهده بگیرم. هیچ تجربه ای در زمینه مدیریت و حتی معاونت مدرسه نداشتم. نگران بودم نتونم از پسش بر بیام. با توجه به اینکه دانش آموزان مدرسه جدید قرار بود از بین دانش آموزان مدرسه محمود تهرانی انتخاب و جدا بشوند. کمک و همکاری مدیر مدرسه خانم آزاد خیلی بهم کمک کرد. هیچ وقت یادم نمیره روز سیزده آبان مصادف با روز دانش آموز بود که سیصد و پنجاه دانش آموز را از مدرسه محمود تهرانی خارج کردم و در حالیکه به شکل راهپیمایی لبیک گویان راه می  رفتند مسیر مدرسه محمود تهرانی تا مدرسه جدید حضرت ابوالفضل ع را طی کردیم و وارد مدرسه جدید شدیم. 

مدرسه جدید نوساز نبود . بدتر از آن اینکه قبلا راهنمایی بود و برادران محترم راهنمایی قبل از خالی کردن مدرسه از دانش آموز اون را ازامکانات خالی کرده بودن. سطل های زباله کلاسها ، کپسول های اتفاء حریق و حتی به قاب عکس های امام بالای تخته هر کلاس هم رحم نکرده بودن. در و دیولر کلاسها خراب بود. درب کلاسها درب های چوبی شکسته. اتاق معلم ها دو تا میز آهنی خیلی وحشتناک بود. معلمان عزیز اون سال آستین ها رو بالا زدن و در پیشبرد کارهای مدرسه کمک می کردن.

 

الان قریب نه سال از اون روزا گذاشته. مدرسه رنگ آمیزی جذاب ، اتاق معلمان مبله با میز عسلی ، برخی کلاسها هوشمند و سرویس بهداشتی دانش آموزان تمیز و مرتب شده. هر سال جدید که وادد می شویم از خدا می خواهم کمک کنه تا یه تغییر مهمی در روند آموزشی مدرسه ایجاد نمایم تا علم بچه های مدرسه که الان به ششصد نفر رسیده اند به روز باشه.

به امید موفقیت همه عزیران در عر صه آموزش و پرورش نوین.