آموزش و پرورش در جهان امروز ( فصل دو )
در سال های اول قرنی که در آن هستیم در دانشگاه کمبریج به جز انگلیسی و چند ماده درسی مربوط به ادبیات، موضوعات متنوع دیگری در برنامه گنجانده نشده بود. به عنوان مثال جامعه شناسی و سیاست از درس هایی بودند که ناشناخته بود. در زمینه اقتصاد و روان شناسی هم امروز موادی در برنامه ها گنجانده شده است. به این مسئله، انفجار دانش می گویند.مواد آموزشی تحت تاثیر یافته های دانش تغییر می کند و آثار آن در محتوای کتاب های درسی ظاهر می شود. هر پدیده و کشف تازه در آموزش و پرورش اثر می گذارد که معلمان با آن تغییرات آشنایی پیدا می کنند و کلاسهای کار آموزی ترتیب می دهند که در نظام امتحانات باید این دگرگونی ها اعمال شوند. مسئله دیگر در رابطه با پدیده های نو در آموزش و پرورش، پیوستگی و ارتباطی است که بین مواد درسی برقرار است. نظریه دیویی این است که کودک انسان، فردی اجتماعی است که نیازهای خاص خود را دارد؛ بنابراین در برنامه های مدارس بایستی به این نیازها توجه شود. مسئله ای که در آموزش و پرورش به آن توجه می شود، موضوع استعداد دانش آموزان بویژه تشخیص آن هاست.
توجه به استعدادهای افراد یا نیازهای بازار کار: پاسخ لیبرال ها به این موضوع این است که آموزش و پرورش کلیت دارد. از این حیث باید اختلافات فردی را در درجه دوم قرار داد، ولی چون جامعه مدام در حال تغییر است، نمی توانیم بگوییم چه نوع آموزشی باید در نظر گرفت؛ تنها کاری که می شود کرد این است که محیط آموزشی را برای شکوفا ساختن استعداد آنان آماده ساخت و این کار به عهده آموزش و پرورش است. اگر مواد درسی از واحدهای محتلف باشد، این مزیت را دارد که انتخاب هرچه بیشتر برای دانش آموزان فراهم آورد.
آموزش و پرورش چیست؟ آموزش و پرورش در این عصر نقش تکنیک به خود گرفته است.آمار دانش آموزان و معلمان رو به افزایش است. آموزش و پرورش دیروز تکیه به کتاب و برنامه بود ولی امروز، شاگرد مطرح است.دگرگونی های نظام آموزشی، نتایج مستقیم دو عامل روز افزون شاگردان و تغییرات مداوم در پدیده ها و یافته های علمی است.
نتیجه گیری:فشاری که از دو بعد افزایش نسبی سالانه دانش آموزان مدارس و پیشرفت روزافزون دانش اطلاعات بشری بر آموزش و پرورش وارد می شود، نظام های آموزش و پرورش را از یک جهت در مواد درسی(تنوع) و از سوی دیگر به سمت (نوآوری) محتوای برنامه ها سوق می دهد. آموزش و پرورش در عصر ما از صورت گذشته خود که رسالت انتقال تمدن دانش بشری از نسلی به نسل دیگر را بر عهده داشته به کلی خارج شده و به صورت امری مدام و مستمر درآمده است.
منبع: جان ویزی، آموزش و پرورش در جهان نو، دکتر محمدعلی فرجاد، 1381، تهران: رساله اکترونیک صص 36-