کتاب درسهای فنلاندی
"... فنلاند به خاطر این که توانسته است یک سیستم آموزشی ایجاد کند که در آن دانش آموزان به خوبی یاد می گیرند و آموزش عادلانه منجر به تفاوت های ناچیری در عملکرد دانش آموزان در بین مدارس نقاط مختلف کشور شده است جایگاه ویژه ای دارد. این وضعیت نادرِ بین المللی با استفاده از منابع مالی منطقی و با تلاش کمتری در مقایسه با کشورهای دیگر برای ایجاد تغییر به دست آمده است."(ص 15)
"به دلیل پیشرفت مستمر اثبات شده، فنلاند نشان می دهد که راه های دیگری برای ساختن سیستم های آموزشی خوب وجود دارد، استفاده از راه هایی متفاوت از سیاست های آموزشی بازارمحورانه است. راه فنلاند برای تغییر اعتماد، تخصص گرایی و مسئولیت مشترک است. در واقع، فنلاند نمونه ای از کشوری است که فاقد بازرسی مدارس، برنامه درسی استاندار شده، ارزیابی های پر مخاطره دانش آموزان، پاسخ گویی آزمون محور و ذهنیت اول شدن در رابطه با تغییر آموزشی است"( ص16)
"این کتاب بر خلاف اعتقاد کسانی است که باور دارند بهترین روش برای حل مشکلات مزمن سیستم های آموزشی گرفتن کنترل مدارس و محول کردن به افرادی است که ممکن است عملکرد موثرتری داشته باشند؛ یا به عبارت دیگر، به خصوصی سازی آموزش باور دارند"(همان ص)
"فنلاند برنامه های آموزشی پیشرفته ای برای معلمان ایجاد کرده و حقوق خوبی هم به آنها پرداخت می کند ولی تفاوت واقعی تعلیم و تربیت فنلاند در این است که معلمان دانش حرفه ای و قدرت قضاوت خود را در مدارس به طور گسترده و آزادانه به اجرا می گذارند. آن ها برنامه های درسی، سنجش دانش آموزان، بهبود مدرسه و درگیر کردن جامعه را در آموزش تحت کنترل خود دارند."(ص 18)
"در فنلاند به آموزش به عنوان مقوله ای نگریسته می شود که منفعت عمومی دارد و به عنوان یک حق اساسی برای همه انسان ها بر طبق قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است."(ص 21)
این تنها بخش هایی از دیباچه کتاب"درس های فنلاندی"بود.
نویسند که خود در دوره های گوناگون از فرادستان و سیاست گزاران آموزشی فنلاند و دیگر کشورهای اروپایی بوده است به خوبی توانسته است پیشرفت های شگفت آور آموزشی در فنلاند را بشکافد و بشناساند.