تعاریف توسعه و رشد:
در تعریف توسعه نکاتی را باید مد نظر داشت که مهمترین آنها عبارتند از اینکه اولاً توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم، ثانیاً آن را جریانی چند بعدی و پیچیده بدانیم، ثالثاً به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود (Improvement ) توجه داشته باشیم.
مایکل تودارو :
توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در مباحث اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای مالی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر است. توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد وگروههای اجتماعی در داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق می یابد. وی توسعه را به معنای «ارتقای مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی تر» می داند.
در سال 1972 فریدمن:
از رشد به معنای گسترش سیستم در جهات مختلف بدون تغییر در زیربنای آن و از توسعه به عنوان یک روند خلاق و نوآوری در جهت ایجاد تغییرات زیربنایی در سیستم اجتماعی یاد می کند.
دادلی سیرز:
رئیس موسسه اطلاعات توسعه ای دانشگاه ساسکس، توسعه را جریانی چندبعدی می داند که تجدید سازمان وسمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی_ اجتماعی را به همراه دارد. به عقیده وی توسعه علاوه بربهبودمیزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای نهادی، اجتماعی اداری و هچنین ایستارها و وجه نظرهای مردم است. توسعه در بسیاری ازموارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربر می گیرد.
در یک تعریف دیگر توسعه به بهبود، رشد و گسترش همه شرایط و ابعاد مادی و معنوی حیات اجتماعی را گویند که در رابطه بین دولت و ملت بوجود می آید و شرایط مناسبی را از امنیت، آزادی فردی، مشارکت سیاسی، رشد اقتصادی و رفاه مالی و غیره را مهیا می کند.
زنده‌یاد دکتر حسین عظیمی:
”توسعه“ را به معنای بازسازی جامعه بر اساس اندیشه‌ها و بصیرت‌های تازه تعبیر می‌نماید. این اندیشه‌ها و بصیرت‌های تازه در دوران مدرن, شامل سه اندیشه ”علم‌باوری“, ”انسان‌باوری“ و ”آینده‌باوری“ است. به همین منظور باید برای نیل به توسعه, سه اقدام اساسی درک و هضم اندیشه‌های جدید, تشریح و تفضیل این اندیشه‌ها, و ایجاد نهادهای جدید برای تحقق عملی این اندیشه‌ها صورت پذیرد.
اما تعریف اسلام از توسعه چیست ؟
پاسخ ایـن اسـت که جهان بینیِ خدامحور اسلام ، انسان را موجودی دو بعدی دانسته و برای هر دو بعد جسمی و روحی او برنامه دارد و زندگی را نیز فراگیر دانسته و محدود به روح انسان و هدایت و رستگاری همه جانبه او دانسته است . به نظـر می رسد که تعریف زیر از جامعیت لازم برخوردار بوده و مورد تاءیید اسلام باشد:
توسعه ، فرایندی است که زمینه شکوفایی استعدادهای گوناگون انسان را فراهم می سازد و در این فرایند، با استفاده بهینه از منابع مختلف ، بستر مناسبی برای رشد تولیدات ملی (اعم از تولید ثـروت و غـیـر آن )، هـمـاهـنـگ بـا تـاءمـیـن خـواسـته های اصیل انسان فراهم می اید و در نتیجه ، افراد جامعه ، در این فرایند، مسیر تکاملی شایسته خود را می پیمایند.
دراین تعریف، ویژگیهای توسعه مورد نظر اسلام ، مد نظر قرار گرفته است ؛ زیرا:
1- توسعه ، فراهم کننده زمینه شکوفایی استعدادهای همه افراد جامعه می باشد و روشـن است که چنین زمینه ای بدون برقراری عدالت اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر به وجود نمی آید؛
2- در این فرایند، تاءمین خواسته های مادی و معنوی (جسمی و روحی ) انسان و رشد و تعالی فرد و جامعه در کنار هم و تواءمان مطرح است ؛
3- توسعه ، فرایند جهت دار است و هدف نهایی از ان رساندن انسان به کمال نهایی شایسته مقام اوست . در جهان بینی و فرهنگ اسلامی کمال نهایی انسان قربه الی الله است که با شکوفا شدن کلیه استعدادهای درونی انسان ، تحقق می یابد.